صفحه اصلي > گزارش، یادداشت و مصاحبه ها 

 


  چاپ        ارسال به دوست

طلوع امید بخش زندگی

هفت سال از زندگیش طلوع خورشید را از پشت پنجره بیمارستان كودكان به نظاره نشست، تزریق 13 واحد خون سالم به فرزندش، امید بخش نگاه مضطرب این مادر برای ادامه زندگی شد.

یك دختر و یك پسر حاصل زندگی مشتركش بود، در بارداری دوباره صاحب فرزند پسری شد كه بر اثر نرسیدن اكسیژن به مغز دچار نوعی فلج مغزی شد.
این بیماری، بسته به میزانی كه خون و اكسیژن به مغز نرسیده باشد می تواند عوارضی قبل از تولد بر جای بگذارد.

او در بدو تولد نیازمند تزریق خون اهدا كنندگان دیگر نبود و به گفته پزشكان با تزریق بخشی از خون مادر به فرزند از مشكلات او كاسته می شد اما 9 ساعت پس از تولدش دچار كما شد و این حالت چهل روز به طول انجامید.

در این 40 روز بارها پزشكان از ادامه حیاتش قطع امید كردند اما علائم حیاتی او بعد از روز چهلم تغییر كرد و امیدها در دل زنده شد.
ادامه مداوای او در مراكز درمانی استان كردستان میسر نبود بنابراین او و نوزادش به بیمارستان كودكان مفید در تهران منتقل شدند.

نیاز به خونO منفی

می گوید: در آستانه دومین سالروز تولد پسرم، برای چندمین بار در بیمارستان بستری شد و این بار بیمارستان تامین اجتماعی سنندج میزبان او بود.
پزشكان تزریق خون را تجویز كردند و بانك خون مركز درمانی درخواست خونO منفی را به انتقال خون كردستان ارسال كرد اما بدلیل برودت هوا و كاهش ذخایر خونی بویژه در گروه های منفی تامین همه واحدهای درخواستی نیازمند زمان بود.

نگران بودیم و از آشنایان دارای گروه خونO منفی درخواست اهدای خون كردیم و خوشبختانه جمع زیادی از اهدا كننده شدند و مركز انتقال خون كردستان نیز خون مورد نیاز را با كمك اهدا كنندگان بومی و استان های مجاور تامین كرد.

نذر خون

پس از آنكه واحدهای خون به بالین پسرم رسید و پرستاران در حال تزریق بودند برای لحظه ای تصور كردم چه تعداد مادر و كودك دیگر ممكن است در همین لحظه نیازمند خون باشند و نذر كردم از این پس به صورت مستمر خون اهدا كنم تا خون من نیز نجات بخش كودكان این چنین باشد و امید را به نگاه های مضطرب مادران آنها باز گرداند.

 تیم سیار انتقال خون استان همدان

پس از گذشت درمان های اولیه و چند بار بستری در سنندج، تهران و گذشت چند روز از تزریق خون به فرزندم ادامه مداوای او در مراكز درمانی استان ممكن نبود.
در مسیر سفر به تهران برای اولین بار خون خود را در محل استقرار تیم سیار خونگیری در شهر همدان اهدا كردم و نذری كه تنها چند روز از نیت آن می گذشت را بدون هیچ مشكلی ادا كردم.


جراحی پیوند عضو و نیاز مجدد به خون

درمان فرزندم وارد سومین سال خود شد، او نیازمند پیوند روده بود، این عمل جراحی در طول چند سال و هشت بار انجام شد كه هفت بار اول آن موفقیت آمیز نبود و در دفعه هشتم بالاخره عمل پیوند رضایت تیم پزشكی را جلب كرد، 13 واحد خون و فرآورده های آن در طول این اعمال جراحی به پسرم تزریق شد.
خوشبختانه هیچ مشكلی برای تامین این 13 واحد وجود نداشت و این تنها بدلیل مهربانی اهدا كنندگان خون و حضور مستمر آنها بود.


 اهدای خون مستمر

در مناسبت های تقویمی همچون ایام فاطمیه، تاسوعا و عاشورا و بر اساس برنامه های زمان بندی شده كه برای بسیاری از والدین و همراهان بیمار مشخص بود تیم های سیار اهدای خون در محل بیمارستان مفید تهران مستقر می شدند و این امكان وجود داشت تا برای یاری بخشیدن به همه بیماران نیازمند خون اهدا كنم، در طول 5 سال حدود 10 بار خون خود را اهدا كردم.

13 واحد خون در لحظاتی كه تنها كور سویی از امید برای نجات جان فرزندم باقی مانده بود همانند شمعی فروزان راه زندگی بر كودكم را روشن می ساخت و توان دوباره ای برای ادامه روند درمان به من و همسرم می داد.

من اهدا كننده مستمر خون هستم و در مركز انتقال خون سنندج 15 بار خون اهدا كرده ام.

توكل به خدا در سخت ترین شرایط

در طول درمان فرزندم بارها كد 99 از بلندگوهای بیمارستان اعلام شد چرا كه پسرم دچار ایست قلبی یا تنفسی می شد و با احیا به زندگی باز می گشت.
او دو بار كمای طولانی را تجربه كرد، دستگاه گوارش خود را از دست داد و از طرفی حواس چشایی، بویایی و شنوایی اش از دست رفته و قدرت راه رفتن نیز نداشت.
پزشكان نه، اما من و همسرم امیدوار بودیم، هر چند كه محتمل هزینه های سنگین درمان هم شدیم.


چهره های سرشناس در بیمارستان

در طول هفت سال حضورم در مراكز درمانی بسیاری از چهره های سرشناس عرصه های ورزشی، سینما و تلویزیون، فرهنگ و هنر با هدف عیادت از كودكان بیمار در مركز درمانی مفید حضور می یافتند.

بسیاری از آنان اهدا كننده خون بودند و یا در بنیادهای خیریه فعالیت می كردند و حتی اسباب بازی یا هدیه ای كوچك برای شاد كردن بیماران به همراه داشتند.
همراهی آنان نه تنها كودكان را خوشحال می كرد بلكه برای والدین بیماران نیز قوت قلبی دو چندان بود.

داستان یك مادر

بهار محمدپناه، اهدا كننده كردستانی خون گروه اُ منفی است كه تاكنون 25 بار خون اهدا كرده است، این میراثی است كه از پدرش به اراث برده، آقای محمدپناه سابقه ای به درازای اهدای 100 واحد خون دارد.

وی درباره ادامه زندگی پسرش می گوید: هفت سال گذشت و پسرم در آستانه ورود به مدرسه بود بدلیل حضور در بیمارستان امكان گذراندن پیش دبستانی نداشت و من نه تنها مادر و پرستار بلكه معلم او نیز بودم و با هماهنگی هایی كه با معلمان مدرسه داشتم كلیه آموزه های پیش دبستانی را در بیمارستان به او انتقال دادم تا اینكه در مهر سال بعد جشن پایان پیش دبستانی را برگزار كردیم و فرزندم روانه مدرسه شد.

نجات جان فرزندم معجزه بود

محمدپناه می گوید: پسرم اكنون در پایه ششم ابتدایی تحصیل می كند؛ او تنها 6 ماه در مدرسه كودكان استثنایی بود چون بهره هوشی اش این اجازه را داد تا تحصیلش را در مدارس عادی ادامه داد، دستگاه گوارشش بهبود یافت و حواس خود را نیز باز یافته و اكنون به زندگی عادی خود ادامه می دهد.


پدرم اهدا كننده مستمر خون است

می گوید: پدرم متولد سال 1330 است و از آغاز جوانی تا زمانی كه به سن 65 سالگی رسید به صورت مستمر خون اهدا می كند و از ركورد داران اهدای خون در استان كردستان است.

محمدپناه اضافه می كند: از سال 1382 كه اطلاعات اهدا كنندگان خون توسط رایانه به ثبت رسیده تا زمانی كه با توصیه پزشكان از اهدای مستمر خون بازنشسته شد 25 بار اهدای خون سالم داشته است.

مسئولین انتقال خون كردستان می گویند: او اهدای خون را از سال ها پیش آغاز كرده و عدد اهدای خون او نزدیك به 100 است ولی در سیستم تنها یك چهارم این میزان ثبت شده است.

فرهنگ اهدای خون را در خانواده آموختم

محمدپناه از فرهنگی می گوید كه از خانواده آموخته و می گوید: فرهنگ اهدای خون در خانواده ما نهادینه شده و پدرم اهدا كننده مستمر و مادرم كارمند دانشگاه علوم پزشكی بود و از این طریق با اهمیت اهدای خون و چگونگی انجام آن آشنا شدم.

وی گفت: برادرم و همسرم نیز اهدا كننده خون هستند و برخلاف بسیاری از بانوان كه ممكن است اعضای خانواده یا همسرانشان آنان را از اهدای خون منع كنند خانواده ام همیشه مرا تشویق به این كار خیر می كنند.

اهدای خون ناشناخته مانده است

از غربت اهدای خون هم سخن می گوید و عقیده دارد این امر خدا پسندانه در محیط بیمارستان، در فضای مراكز بهداشتی و درمانی و یا حتی در فضای شهری آنطور كه باید به چشم نیامده است.

این بانوی فعال در اهدای خون، این را هم گفت كه شركت های تجاری محصولات خود را تبلیغ می كنند اما اهدای خون در لا به لای این تبلیغات گم شده و معتقدم اگر تبلیغات چشمگیر باشد می تواند جان بیماران دیگری را بسیار ساده تر از گذشته نجات داد.


خود مراقبتی سرلوحه زندگی اهداكنندگان خون

كسانی كه جان خود یا عزیزترین افراد زندگی شان را مدیون اهدای خون سالم هستند بیش از دیگران از ارزش خون سالم آگاهی دارند.
این اعتقاد خانم محمدپناه است و معتقد است اهدا كنندگان خون سالم و آنانی كه خون شان را نذر می كنند، باید همیشه از سلامت خود مراقبت كنند تا خون سالم به بیماران نیازمند هدیه دهند.

وی درباره خود می گوید: من حتی از خوردن غیر ضروری یك قرص مسكن اجتناب می كنم و سعی دارم سالم ترین تغذیه را داشته باشم تا خونی سالم اهدا كنم.
مادران فرهنگ اهدای خون را نوسازی كنند

وی اضافه می كند: بسیاری از جوانان باورهای غلطی درباره اهدای خون در سر دارند كه برخاسته از تفكرات غیر علمی است.
محمدپناه افزود: برای مقابله با این آموخته های ناصحیح و جلوگیری از انتقال آنها به نسل های بعد اهداكنندگان خون، مادران آموزش دیده باید فرهنگ اهدای خون را نوسازی كنند و به نظرم بهترین مكان برای این شروع از درون خانواده ها است چرا كه مادران اولین الگوی فرزندان هستند.

وظیفه سنگین كارشناسان بخش اهدا كنندگان خون

بسیاری از كارشناسان سازمان انتقال خون من را می شناسند و این شناخت از همان دقایق حضور بر تخت خونگیری حاصل شده است.
این توفیق را بعد از 25 بار اهدای خون بدست آورده و می گوید: به نظرم كارشناسان سازمان انتقال خون وظیفه ای سنگین را عهده دار هستند و آن انتقال آموزه های صحیح به داوطلبین اهدای خون است.

وی از مشاروه كارشناسان انتقال خون هم رضایت دارد و می گوید: آنان با آرامش و دقت بهترین مشاوره را ارائه می دهند و حضورشان در كنار تخت خونگیری و شنیدن صحبت های آنان از دلچسب ترین لحظات حضورم در انتقال خون است.

آمار مهربانی پنهان نماند

در سال های اخیر فعالیت های خوبی برای تبلیغ و اطلاع رسانی در زمینه فرهنگ اهدای خون انجام شده اما كافی نیست.
این را هم خانم محمپناه به عنوان پیشنهادی مطرح می كند تا رسانه ها درباره آگاهی بخشی در این زمینه فعالانه تر عمل كنند.
او گفت: قطعا بانوان دیگری هم هستند كه نذر خون دارند و باید داستان زندگی آنها را هم شنید، داستانی كه امیدهای بسیاری در آن رنگ گرفته است.


٢٠:٤٦ - چهارشنبه ٣٠ تير ١٤٠٠    /    عدد : ٢١٤٦٣    /    تعداد نمایش : ٤٢٧


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج